|  |
| لشگریان ناتار |
| ویژگیها | | |  |  |  |  | نیزه دار | 20 | 35 | 50 |  | جنگجوی خاردار | 65 | 30 | 10 |  | نگهبان | 100 | 90 | 75 |  | پرندگان شکاری | 0 | 10 | 0 |  | تبردار سواره | 155 | 80 | 50 |  | شوالیه ناتارها | 170 | 140 | 80 |  | فیل جنگی | 250 | 120 | 150 |  | منجنیق | 60 | 45 | 10 |  | امبراطور ناتارها | 80 | 50 | 50 |  | مهاجر | 30 | 40 | 40 | |
| |
| نيزهدار (Pikeman)  نيزههاي دراز و نوك تيز آنها به عنوان خط اصلي دفاع در جنگها به كار ميرود. نيزهداران ناتاري جنگجويان شجاع و دلاوري هستند كه با چالاكي، اسب سواران دشمن را بر زمين زده و كارشان را تمام ميكنند. |
| |
| جنگجوي خاردار (Thorned Warrior)  زوائد خار مانند بر روي كلاهخود، بازوبند و شانهبند زره اين جنگجويان، نام خاردار را به آنها داده و شگون چنداني ندارد. اين مردان كه به عنوان جنگجويان خاردار براي ناتارها ميجنگند پايدار و ورزيده هستند و با هر کسیكه بخواهد به آنها حمله كند سر جنگ دارند. |
| |
| نگهبان (Guardsman)  افرادش او را ميپرستند و دشمنان از او ميترسند. نگهبان بدون اسب ميجنگد اما با اين وجود به خاطر داشتن مهارت و كارايي يكي از ارزشمندترين سربازان سپاه ناتارها است. آنها جنگجويان ورزيدهاي محسوب ميشوند كه تقريباً هيچ شانسي براي پيروزي دشمن نميگذارند. به خاطر زره سنگينشان به عنوان دفاع قدرتمند و قابل اعتماد هم به كار ميروند. |
| |
| پرندگان شكاري (Birds Of Prey)  ناتارها از دسته پرندگان براي جاسوسی در مورد دشمنان استفاده ميكنند. به اين علت متوقف كردن جوخههاي جاسوسي ناتاري تقريباً غير ممكن است اما از طرف ديگر حتي يك روستائي ساده ميتواند دستههاي پر سرو صدا و پردار را ببيند. |
| |
| تبردار سواره (Axerider)  وقتي تبردار سواره زين ميكند و آماده نبرد ميشود، بوي خون و نابودي به مشام مي رسد. به زبردستي يك كشاورز كه از داس خود براي درو استفاده ميكند تبردار تيغه قدرتمندش را ميچرخاند. تنها يك ضربه آن كافي است كه سر حريف را از تن جدا كند و ناظرين را به ماتم بنشاند. |
| |
| شواليه ناتارها (Natarian Knight)  فقط ماهرترين و قويترين جنگجويان ناتارها از تربيت باقي ميمانند تا تبديل به شواليه ناتاري شوند. مشاهده جنگيدن آنها ترس به دلها ميافكند و نبرد جانانهاي به نمايش ميگذارند. آنها از تيغههايشان چنان ماهرانه استفاده ميكنند كه گويي جزئي از دست و بازوي آنهاست و سپرهايشان را طوري به كار ميبرند كه به نظر ميرسد جزئي طبيعي از بدنشان است. حتي اسبهاي اآنها از نژاد خاصي هستند و عالي تربيت شدهاند. هيچ اسب عادي ديگري نميتواند مثل آنها زرهپوش شود چه برسد به خود شواليه و با اين وجود باز هم قادرند به جنگ بروند. آوازه شكوه و عظمت آنها به دورترين قلمروها هم رسيده و رعب و وحشت در همه جا افكنده است. |
| |
| فيل جنگي (Warelephant)  هيچ قبيله ديگري به جز ناتارها نميداند چطوري از اين موجودات مؤثر براي مقاصد خود استفاده كند. نه ديوارها و نه پرچينها تاب مقاومت در برابر حملات فيلهاي جنگي را ندارند. آنها ماشين كشتار متحرك هستند كه هر چيزي كه بخواهد با آنها مقابله كند يا راه آنها را سد كند لگدمال ميكنند. |
| |
| منجنيق (Ballista)  ناتارها حتي مهندسين بسيار موفقي هم بودند. آنها ادوات جنگي را مدتها پيش، قبل از هر كس ديگري اختراع كردند و از آن زمان تا كنون از هر جهت آنها را كاملتر كردهاند. منجنيق، يك سلاح بزرگ كمان شكل، گلولههاي خود را با چنان قدرتي پرتاب ميكند كه هيچ نوع ديوار يا مانعي نميتواند آنها را منحرف سازد. وقتي مهندسين آن را پيادهسازي ميكنند تا به ميدان جنگ ديگري ببرند معمولاً چيزي نميماند مگر خرابههاي به جا مانده از ضربات گلولهها. |
| |
| امپراطور ناتارها (Natarian Emperor)  وقتي امپراطور ناتارها با روستائيان صحبت ميكند ترس مطلق آميخته با تحسين و احترام آنها را در بر ميگيرد. اين شخص فرمانده و بسيار مجهز كاملاً از تأثير و نفوذ خویش آگاه است و ميداند چطور فقط با يك رجزخواني كل دهكده را مطيع خود كند. |
| |
| مهاجر (Settler)  آنها مسافران دلير و معماران ماهري هستند كه براي عمل كردن با انگيزه بوده و به تمام اسرار مربوط به كشت و كار و ساختن قصر و دهكدههاي مستحكم واقف هستند. در گروههاي سه نفره مهاجرت ميكنند تا از جانب اربابان ناتار خود ادعاي سرزمين كنند. |
| |
| |